yas(~._.~)
-
تاریخ: 1391/12/19 ساعت: 20:59
~_nazanin_~
-
تاریخ: 1391/12/19 ساعت: 20:43
گرچه جدا از تو ولی ، همیشه با تو زیستم من و تویی نکن که من ، کسی به جز تو نیستم . . . . . . یعنی گلی که بر سر شاخه ببویمت؟ یا آن شراب نابی و باید بنوشمت؟ اصلاً چه حرفهای مفت که در شعر می زنند! باید تو را بغل نموده و محکم ببوسمت! . . . وقتی هستی همه ی هستی ام را با لبم می گذارم روی شانه ات . . .
~_nazanin_~
-
تاریخ: 1391/12/19 ساعت: 20:28
¸¸.•*´•. عجب کاری بدستم داد دل ¸¸.•*´•. ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری بی وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت ...